مناجات ماه رمضانی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نسیمی پرچم بالای گنبد را تکان میداد سکوتی بکر در آرامش مسجد اذان میداد تماشا میشدم با چشمهای خویش در محراب اگر این اشکهای شوق آن شب را امان میداد مدام ایاک نعبد میچکید از چشم تسبیحم در آن ساعت که بر دیوار، فردا را نشان میداد نماز صبح را آن روز اینجا خوانده بود آیا که آغوش تمام شهر عطر جمکران میداد؟! کسی که توشهای برداشت از آرامشش حق داشت اگر در لحظۀ دیدار او، از شوق جان میداد عوض میکرد در ذهن جهان معیار را وقتی که خاک پای او برکت به اهل آسمان میداد شب دنیا اگر یک درک روشن داشت از قدرش چرا در ابتلای غـیبت او امتحان میداد |